چلسی باید قهرمان جام باشگاههای اروپا می شد و از همه نظر از منچستر یونایتد سرتر بود
اما نشد. چرا!؟.
بازی دیشب عالی بود و سرعت فوق العاده ای داشت. در نیمه اول رخوت چلسی و چالاکی منچستر و به ویژه این کریستین رونالدوی چموش که دیدم حدس زدم منچستر بازی را در نود دقیقه تمام می کند اما در نیمه دوم این آبی پوشان چلسی بودند که فرمانروای مطلق زمین شدند. چلسی با بازی درخشان خود و پرس کردن همه جانبه منچستر باید بازی دیشب را در همان نود دقیه معمول تمام می کرد که خوش شانسی و تیرک دروازه با سرخها یار بود.

یک نکته: چرا باید بزرگترین بازیکنان فوتبال کوچکترین حرکتهای دور از شان را انجام دهند تا در بزرگترین بازیهای سرنوشت ساز اینگونه تمامی زحمتهای همه بازیکنان و مجموعه تیم را به هدر بدهند. اون از زین الدین زیدان و حرکت او در فینال جام جهانی 2006 آلمان که با اخراج خود روحیه تیمی فرانسه را به هم زد و باعث شد در ضربه های پنالتی به ایتالیا ببازند و این از
دیدیه دروگبا که در یک لحظه عنان اختیار از دستش در رفت و در حساس ترین دقیقه های پایان بازی باعث
اخراج خودش و محروم کردن تیمش از یک پنالتی زن خوب شد که همان سرنوشت فرانسه بر سر چلسی هم آمد و در پنالتی باخت. من که به خاطر
سرمربی چلسی و لباس آبی این تیم و مهم تر از همه اینکه در نیمه دوم منچستر را له کرده بود می خواستم تیم آبی پوش چلسی قهرمان شود نزدیک به سد و سی دقیقه بیخوابی کشیدم تا قهرمانی این تیم را ببینم که به خواسته ام نرسیدم.
از الکس فرگوسن و اون آدامس جوئیدنش چنان متنفرم که هرگاه تصویرش بر صحنه تلوزیون ظاهر می شود سعی می کنم قیافه اش را نبینم. نمی دانم چرا اصلا از این منچستر یونایتد اگر بهترین تیم دنیا باشد و زیبا ترین بازیها را هم انجام بدهد که هست و می دهد اصلا خوشم نمی آید.
در ضمن امسال کابوسی ترین سال فوتبالی برای من بود. اون از قهرمانی سرخها در ایران و سرخها در لندن و بازهم سرخها در مسکو و این هم از بازیهای بد آبیهای تهران و بدشانسی های آبیهای لندن و بازهم آبیها در مسکو.
اوج بی رحمی، نهايت ظلم فوتبالبه اُمید آبی ترین سالهای پیش رو.